نیزه شکسته ها را میانِ خاکِ صحرا، کنار کرد زینب
فضای نینوا را به دودِ آه و ناله، غبار کرد زینب
به دشتِ کربلا گفت، به خاکِ نینوا گفت
کجاست یارِ زینب؟
صبر و قرارِ زینب…
چرا به خون فتاده، چنین کنار زینب؟
کرب و بلا، علم و یار کو؟ همدمِ این دلِ بیمار کو؟
اهلِ حرم، به حرم تشنه لب
ساقی و سردار و علمدار، کو؟
ظلم و ستمگری را به صبر و طاقت خود، بهار کرد زینب
وقتِ وداع آخر، گوهر اشک خود را نثار کرد زینب
زمینِ کربلا را، خزان نینوا را، بهار کرد زینب
برفت ماهِ زینب
پشت و پناهِ زینب
بسوخت آسمان را، شعله ی آه زینب
گردِ ستم، به بیابان نشست
غصه و غم، دلِ زینب شکست
رفته قرار و دل زینب ز کف،
از تنِ عباس چو افتاده دست
به دشتِ کربلا گفت، به خاکِ نینوا گفت
کجاست یارِ زینب؟
صبر و قرارِ زینب…
چرا به خون فتاده، چنین کنار زینب؟
کرب و بلا، علم و یار کو؟ همدمِ این دلِ بیمار کو؟
اهلِ حرم، به حرم تشنه لب
ساقی و سردار و علمدار، کو؟
دیدگاههای نیزه شکسته
سرودیا - مرجع دانلود سرود و نماهنگ
13 اردیبهشت 1404انتقادات و پیشنهادات خود را پیرامون این اثر بیان کنید.