مَبَریدم که در این دشت مرا کاری هست
گل اگر نیست ولی صفحۀ گلزاری هست
ساربانان مزنید این همه آوای رحیل
آخر این غافله را غافلهسالاری هست
پسر فاطمه در وادی خون گشته قتیل
کاروان را شده بعد از پدرم عمه دلیل
گریه میکرد به مظلومی ما جبرائیل
ساربانان مزنید این همه آوای رحیل
آخر این غافله را غافلهسالاری هست
گریۀ من ز غم هجر پدر بیجا نیست
یوسف آنجا که بوَد گرمی بازاری هست
جسم گلگون کفنان در یَم خون پیدا نیست
تشنۀ آبم و دستی به تن سقا نیست
همچو من غمزده و خونجگر و تنها نیست
گریۀ من ز غم هجر پدر بیجا نیست
یوسف آنجا که بوَد گرمی بازاری هست
ای پدر! هیچ مپرسید که در این انجمن است؟
بال و پر سوختهای، مرغ گرفتاری هست
دیدگاههای آوای رحیل
سرودیا - مرجع دانلود سرود و نماهنگ
13 اردیبهشت 1404انتقادات و پیشنهادات خود را پیرامون این اثر بیان کنید.