خانه دسته‌بندی
جستجو

نبرد آخر

15 برچسب: سرودیا
جنگ رمضان,جنگ ایران و اسرائیل و امریکا

انتشار در پلتفرم سرودیا

شهیدان جنگ رمضان
تولید : انتشار :
مالتی مدیا

داستان نبرد آخر

نماهنگ این اثر، دیگر یک روایت تصویری نیست؛ میدان نبردی است که در آن هر قاب، طنین گام‌های یک فتح نزدیک را در خود دارد. دوربین، نه نظاره‌گر، که رزمنده‌ای در خط مقدم است؛ ایستاده، منتظر، چشم‌دوخته به لحظه‌ای که وعده آسمان بر زمین فرود آید. «نبرد آخر» با اجرای آتشین رضا مرادی صدر و هم‌صدایی استوار گروه سرود ارمغان باغملک، تنها یک قطعه نیست؛ بیانیه‌ای است از آغاز رویارویی نهایی. شعر، بی‌مقدمه و قاطع...
توضیحات رسانه

نماهنگ این اثر، دیگر یک روایت تصویری نیست؛ میدان نبردی است که در آن هر قاب، طنین گام‌های یک فتح نزدیک را در خود دارد. دوربین، نه نظاره‌گر، که رزمنده‌ای در خط مقدم است؛ ایستاده، منتظر، چشم‌دوخته به لحظه‌ای که وعده آسمان بر زمین فرود آید. «نبرد آخر» با اجرای آتشین رضا مرادی صدر و هم‌صدایی استوار گروه سرود ارمغان باغملک، تنها یک قطعه نیست؛ بیانیه‌ای است از آغاز رویارویی نهایی. شعر، بی‌مقدمه و قاطع، چون فرمانی در میدان جنگ فرود می‌آید: «از همین اول بشنو حرف آخر رو»؛ گویی تاریخ به ایستگاه آخر خود رسیده و تکرار خیبر، این‌بار در ابعادی عظیم‌تر، در آستانه تحقق است. در ادامه، صهیون در مرکز این خشم مقدس قرار می‌گیرد؛ خشمی که از جنس هیجان زودگذر نیست، بلکه پاسخی است به خون‌های به‌ناحق ریخته‌شده. تقاصی که از طوس آغاز می‌شود و در دستان سربازان راه حق، امتداد می‌یابد. اینجا مرزها فرو می‌ریزند؛ تاریخ و جغرافیا در هم می‌شکنند و از دل آن، پیوندی عمیق میان اسطوره ایرانی و غیرت علوی شکل می‌گیرد؛ از دیار آرش تا میدان‌های امروز. شعر، در میانه این خروش، به نقطه‌ای می‌رسد که تعهد، رنگی شخصی به خود می‌گیرد. سخن از حکم جهاد است، از امضایی با خون، و از سربازی که تا آخرین نفس در مسیر می‌ماند. اینجا حماسه، با دلتنگی در هم می‌آمیزد؛ ندایی که میان رفتن و بازگشت، دل را می‌لرزاند. اما پایان، بازگشت به یقین است؛ یقینی که تردید را در هم می‌شکند: این نبرد، آخرین نبرد است. وعده‌ای که نزدیک است و منتقم، با ذوالفقار در دست، در راه. و در پایان، از شما همراهان گرامی «سرودیا» که با حضور و حمایت خود، این مسیر حماسی را زنده نگه می‌دارید، صمیمانه سپاسگزاریم. شما، روح جاری این میدان هستید.

متن شعر

از همین اول بشنو حرف آخر رو
میشنوی یا نه صدای فتحِ خیبر رو
گورتو کندی
ای صهیونِ بیچاره
مبینی خشم فرزندانِ حیدر رو !د

این صدای غُرّشِ فتّاحِ ایرانه
ضربِ شستِ بچّه‌های نسلِ سلمانه
بی خیالِ خوابِ راحت
وقتِ طوفانه
این تقاص خونِ آقای خراسانه
از دیار آرش و از بچه های حیدریم
پای ایران در میون باشه همه یک لشکریم
ما همه خون خواهِ خونِ رهبرِ این کشوریم
این نبردِ آخرِه دشمنِ نا بِه کار
مُنتقم میرسِه تو دستشه ذوالفقار

رهبر
محبوبم
آخرش با خونت
حکم جهاد مارو تو امضا کردی
مطمئن باش آقا
سربازِت می مونیم
به امیدِ روزی که با مهدی برگردی

آغا جون می مونیم تا آخر
پای عهدی که با تو بستیم
با این که بی تو خیلی سخته
یا برگرد یا آن دل را برگردان
یا بنشین یا این آتش را بنشان
آه ای جان آخر تا کی سرگردان
آه ای جان
آه ای جان
دشمنِ ما آرزوشو تویِ گورش می بره
کارشو‌ امروز و فردا می کنیم ما یک سره
خیلی نزدیکیم به قلّه این نبردِ آخره

این نبردِ آخرِه دشمنِ نا بِه کار
مُنتقم میرسِه تو دستشه ذوالفقار

دیدگاه‌های نبرد آخر
نام کاربر

انتقادات و پیشنهادات خود را پیرامون این اثر بیان کنید.