0
این نماهنگ، آرام شروع نمیشود؛ از همان ابتدا، دل را به تلاطم میاندازد. دوربین، فقط نمیبیند… میسوزد، روایت میکند، و بیصدا فریاد میزند. هر قاب، زخمی است و در عین حال، نوری که از دل آن زخم برمیخیزد. «منظومه ماکان» با صدایی که هم بغض دارد و هم صلابت، با نوای رضا هلالی و همخوانی پرقدرت گروه سرود احسان تهران، ما را به دل یک حماسه میبرد. اینجا فقط از یک رفتن حرف نمیزنیم؛ از برخاستنی حرف میزنیم که آسمان را دگرگون میکند. شعر، با پروازی آغاز میشود که هیچ ردّی بر زمین نمیگذارد. همین، دل را میلرزاند؛ چون میفهمی این پرواز، معمولی نیست. بعد، سیاهی میآید… سنگین، بیرحم، و ویرانگر. انگار همهچیز قرار است تمام شود. اما درست در اوج این تاریکی، یک نور میشکند. نام، از دل خاکستر بلند میشود و بزرگتر از همیشه قد میکشد. دیگر یک اسم نیست؛ یک آسمان است، یک منظومه، پر از ستارههایی که خاموشی را نمیشناسند. وقتی میرسد به «منظومه ماکان شدی و غرق ستاره»، حس میکنی دیگر در زمین نیستی. غم، تبدیل شده به عظمت. فقدان، تبدیل شده به حضور. و آن پرپر شدن، حالا تبدیل به فتح آسمان شده است. پایان، تو را رها نمیکند؛ میان اشک و افتخار نگهت میدارد. جایی که میفهمی بعضی رفتنها، آغاز ماندناند… ماندنی بیپایان. و در پایان، از شما مخاطبان عزیز «سرودیا» که با همراهی و نگاه ارزشمندتان، این صداها و این حماسهها را زنده نگه میدارید، صمیمانه تشکر میکنیم. حضور شما، نفسِ این مسیر است.پرواز چنان کن که پری از تو نماند
در دست زمین هیچ اثری از تو نماند
جز عطر خوش یک گل پرپر شده در باد
گل برگ چه خشک و چه تری از تو نماند
طوفان سیاهی که در آن مدرسه پیچید
میخواست که حتی خبری از تو نماند
نام تو ولی رفت که منظومه بسازد
حیف است به دنیا ثمری از تو نماند
منظومه ی ماکان شدی و غرق ستاره
اخبار غم انگیزتری از تو نماند
ای اختر میناب که در اوج نشستی
بگذار که در خاک اثری از تو نماند
دیدگاههای منظومه ماکان
سرودیا - مرجع دانلود سرود و نماهنگ
24 تیر 1405انتقادات و پیشنهادات خود را پیرامون این اثر بیان کنید.