خانه دسته‌بندی
جستجو

به نام زن

15 برچسب: سرودیا
روز زن,مادر

انتشار در پلتفرم سرودیا

مادر
تولید : انتشار :
مالتی مدیا

داستان به نام زن

سرود «به نام زن» با اجرای متعهدانه گروه سرود مجموعه فاطمه اخری، اثری عمیق و هویت‌ساز در ستایش مقام زن مسلمان ایرانی است. این قطعه، زن را همچون ریشه‌ای استوار در خاک ایران به تصویر می‌کشد که در میان طوفان حوادث روییده و به مایه قدرت و آبادانی سرزمین خود تبدیل شده است. سرود، ابعاد گوناگون نقش زن را به‌صورت هم‌زمان بازگو می‌کند؛ از آموزگاری غیرت و بصیرت، تا ح...
توضیحات رسانه

سرود «به نام زن» با اجرای متعهدانه گروه سرود مجموعه فاطمه اخری، اثری عمیق و هویت‌ساز در ستایش مقام زن مسلمان ایرانی است. این قطعه، زن را همچون ریشه‌ای استوار در خاک ایران به تصویر می‌کشد که در میان طوفان حوادث روییده و به مایه قدرت و آبادانی سرزمین خود تبدیل شده است. سرود، ابعاد گوناگون نقش زن را به‌صورت هم‌زمان بازگو می‌کند؛ از آموزگاری غیرت و بصیرت، تا حضور در میدان علم، پرستاری، مادری و تربیت نسل آینده.

نماهنگ اثر، مسیری تاریخی از مقاومت را روایت می‌کند؛ از روزهای بمباران و ایستادگی در کلاس‌های درس، تا امروز که زنان ایرانی به عنوان دانشمند، استاد دانشگاه و مادرانی فداکار در حال ساختن فردای کشور هستند. این اثر با پیوند دادن هویت زن معاصر به الگوهای جاودانه‌ای چون حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها و حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها، غیرت، شجاعت و ایستادگی زن ایرانی را یادآور می‌شود.
«به نام زن» تصویری روشن از نسلی ریشه‌دار است که مسیرش به آینده‌ای روشن ختم می‌شود و هرگز از حرکت بازنمی‌ایستد.

متن شعر

ریشه دواندم در دل این خاک و روییدم
روییدم و گل کرد، روزی بذر امیدم

حالا گلی در گلشن این خاک آزادم
من خار چشم دشمن ایران آبادم
آموزگار غیرت و آزادگی هستم
مشغول آبادانی و سازندگی هستم

وقتی پرستار غمم از خواب بیزارم
با جان و دل این روزها دلبسته کارم
به آسمان بی کران عشق دل بستم
در قلب خانه غرق کار مادری هستم

تا راه از بیراهه تردید بشناسم
گاهی چراغم دانش است و گاه احساسم
کی خاک ما، در روزهای سخت تنها ماند
از آن کلاس درس کی ویرانه بر جا ماند

ایمانمان مارا پر از شور بهاران کرد
خاکستر آن نیمکت ها را گلستان کرد
یک گل اگر پر پر شود گلشن نمیمیرد
از خون اون این خاک جانی تازه میگیرد
با اینکه میترسند از عمق نگاه من
جاری ست در رگ های دوران رسم و راه من

کی برده ام از خاطرم آن کوچه آن در را
اندوه سیلی خوردن آیات کوثر را
چادر اگر سوزاند سرباز رضاخانی
کی کم شد از بی باکی زن های گیلانی

زیر قدم هایم ببین دشمن لگد مال است
در خون من هم غیرت بانوی خلخال است
نام حسین فاطمه تا روی این لبهاست
راه من و ایل و تبارم راه زینب هاست

از قله ایمان من سرچسمه میگیرد
نسل من آن رودی ست که پایان نمیگیرد
با اینکه سرشار از تلاطم های دورانم
چون مقصدم دریاست از ماندن گریزانم

می آورم بر شانه هایم صبح فردا را
هم سایه خورشید خواهم کرد دریا را

دیدگاه‌های به نام زن
نام کاربر

انتقادات و پیشنهادات خود را پیرامون این اثر بیان کنید.