خانه دسته‌بندی
جستجو

غربت بیت

15 برچسب: سرودیا
استکبارستیزی

انتشار در پلتفرم سرودیا

امام شهیدم
تولید : انتشار :
مالتی مدیا

داستان غربت بیت

«غربت بیت» با اجرای مشترک گروه سرود نجوای انتظار ورامین، گروه سرود شهاب‌الثاقب تهران و نوای سوزناک مجتبی طاهری، اثری احساسی و تأمل‌برانگیز است که با روایت دلتنگی و فقدان، مخاطب را به سفری در خاطرات و احساسات می‌برد. این قطعه با بهره‌گیری از تصاویر ملموس و عاطفی، جای خالی شخصیتی اثرگذار را به تصویر می‌کشد و فضای سرود را از آغاز تا پایان با حس و...
توضیحات رسانه

«غربت بیت» با اجرای مشترک گروه سرود نجوای انتظار ورامین، گروه سرود شهاب‌الثاقب تهران و نوای سوزناک مجتبی طاهری، اثری احساسی و تأمل‌برانگیز است که با روایت دلتنگی و فقدان، مخاطب را به سفری در خاطرات و احساسات می‌برد. این قطعه با بهره‌گیری از تصاویر ملموس و عاطفی، جای خالی شخصیتی اثرگذار را به تصویر می‌کشد و فضای سرود را از آغاز تا پایان با حس وفاداری و ارادت همراه می‌کند.

در بخش‌های مختلف اثر، یادآوری خاطرات، ارزش‌ها و ویژگی‌های شخصیتی فرد مورد اشاره، بهانه‌ای برای تأکید بر مفاهیمی چون فداکاری، اخلاص و استقامت می‌شود. همین ویژگی‌ها باعث شده است که «غربت بیت» فراتر از یک نوحه یا مرثیه، به اثری برای زنده نگه داشتن یاد و راه بزرگان تبدیل شود.

این قطعه با فضایی سرشار از احساس و احترام به پایان می‌رسد و مخاطب را با پیامی از وفاداری، یادآوری و ادامه مسیر همراه می‌سازد.

در پایان، از همراهان عزیز و خانواده بزرگ سرودیا تشکری ویژه داریم. محبت، اعتماد و همراهی شما ارزشمندترین پشتوانه ما در مسیر معرفی و انتشار آثار ماندگار است. امیدواریم همچنان در کنار یکدیگر، پیام زیبای سرود را به دل‌های بیشتری برسانیم. 🌹

 
 

متن شعر

غربتِ بیت ست و تنهائی سجاده
صندلی خالی و یک چفیه جا مانده
کوچه به کوچه پیِ عطرِ تو می‌گردم
ای پدر ای رهبرم ای مرهم
هر دردم

منو نذار تنها تو خاک کشورم
شهید لب تشنه حسینی رهبرم
عزیز مظلومم تو یاس پرپرم
داریم جدا میشیم
نمیشه باورم
دلم نگرانه
به جان مادرم
گریمو در آوردی داری میری
ما رو روبه کی سپردی داری میری
داریم جدا میشیم
نمیشه باورم
دل از تو برگیرم
چه جوری من برم
گریمو در آوردی داری میری
ما رو به کی سپردی داری میری
داری میری اما دل منم ببر
یه کم بمون پیشم شکسته این کمر
شدی تو مهمون آقای کربلا
بهشته آقاجون پایان این سفر
شکسته پهلوهات شبیه مادرت
لبات هنوز تشنه ست شبیه دخترت
بخواب دیگه آروم تو غصه ای نخور
نگفتن آقاجون چی اومده سرت
شدی گل پرپر کبوده پیکرت
نمانده جز گریه کنار مقتلت

دیدگاه‌های غربت بیت
نام کاربر

انتقادات و پیشنهادات خود را پیرامون این اثر بیان کنید.